میراث ارزشمند من
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.



میراث ارزشمند من
نوشته شده در چهار شنبه 3 تير 1394
بازدید : 451
نویسنده : حسن عباسی

خنکای آب که کمی آرامش کرد، صدای اذان بود که بلند شد. بی اراده صورتش را خشک کرد و این بار به نیت وضو، آب را به صورتش پاشید.
شربت خنکی که مادرش آماده کرده بود را که خورد، دیگر اثری از آن عصبانیت و کلافگی نبود؛ هرچه بود تنها خستگی بود. با خستگی که سر جانمازش ایستاد، آرام آرام بود!
حالا که خوب فکر می کرد می دید، همیشه لبخند خدا را وقتی محجوبانه و با عجله از کوچه ها می گذشت تا پیش از تاریکی هوا به خانه برسد، حس کرده است!
حالا که آرام تر شده بود، رضایت خدا را وقتی به خواست پدر روسری اش را عوض کرده بود و ساده تر پوشیده بود، درک می کرد!

 

 

حالا حتی می توانست حسرت ملائکه را برای دختر بودنش هم حس کند!
او دختر بود، میراث دار بانوی آب و آیینه، زهرای مرضیه سلام الله علیها؛ الگوی او زینب کبری سلام الله علیها است.
حال که می اندیشید، این چادری که امروز این قدر به نظرش آزاردهنده و عذاب آور شده بود، مسیر درازی را برای رسیدن به او طی کرده بود؛ مسیری که سخت تر از تمام سختی های امروز و روزهای گذشته زندگی او بود. فقط کافی بود در لحظه های سختی به یاد آوردشان.
به یاد بیاورد زهرای بتولی را که به دنبال حیدر در کوچه ها روان بود و چادرش بر سرش بود...
به یاد بیاورد عقیله بنی هاشمی را که در هنگامه عاشورا، در تکاپوی جمع آوری کودکان، در روزگار اسارت، در مجلس یزید و بر روی شتر بی زین هم حجابش، زینب گون بود!
به یاد بیاورد مادربزرگی را که از چندسال خانه نشینی، برای ایستادن در برابر حکم کشف حجاب رضاخانی می گفت!
به یاد بیاورد دخترک پرستاری که در خط مقدم جبهه، چادرش را نشان پایداری بر خون شهدا می دانست و بر زمین نمی گذاشت!
به یاد بیاورد شهیده حجاب، مروه شربینی را که ، در دادگاه فرانسه، در حالی که باردار بود، به دست کسی که به اتهام آزار او به دادگاه فراخوانده شده بود، در برابر نگاه قاضی و دادستان و... به قتل رسید!
و به یاد بیاورد هزاران هزار دختری را که با وجود تمام سختی ها و مشکلات، همچنان بر سر اصلی به نام حجاب ایستاده اند و بر آن اصرار دارند و پشیمان نیستند!
این بار، نه تنها خستگی اش هم از بین رفته بود که نگاهش هم رنگ گرفته بود و امید هم به باورهایش بازگشته بود. سر به سجده گذاشت و شاکرانه، خدا را به خاطر دختر بودنش، سپاس گفت!

 

 

 

 اسماء جیران پور



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , جوانان , تفکر و اندیشه , حجاب و عفاف , زندگی مشترک , ,



مطالب مرتبط با این پست
.
لطفا روی خون شهدا پا بگذارید!!!!!
شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد
شهادت غریبانه ی امام مسموم،جواد مظلوم(ع)برشماتسلیت باد.
دليل نقلي و عقلي شيعيان بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
دوستان التماس دعا
مطالبی از بزرگان در خصوص رهبر معظم
شریعتی : اگر امام و رهبری نباشد...
معلم !
مرد مقدس.
× مرد پلید ×
شوالیه
تا حـــــــالا خــــــــــدا رو ســــرچ کردی ؟؟!!
خدایــــــــــــــا
تربیت
بخش حدیث :
بانوی خوبم!
گاهی
وقتی در باز است...

آیت الله جوادی آملی در مقاله حجاب،حق الله است یا حق الناس؛نوشته اند:
هنوز با این گرانـــــے ها
حتما بخونید مطمئنم برایتان جالب خواهد بود!
حرف تا عمل
حرف حساب !
اشتباه !
حرام نیست؛ ولی...
برگرد...
با شما هستم !!!
میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا (س)
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
مردم چه میگویند؟!
خویش را گم کرده ام
مراقبت از عشق مهمتر از عاشقی است!
داستان کوتاه : تلاافی مرد از زنش
هرگز فکر نکنید
همیشه به خاطر داشته باشید:
همیشه بخند
وقتی
یک لحظه تفکر!

تولد انسان
عــادت کـردیـم
درد و دلهای خدا
راز هاآآآآ
ارزش...
درس زندگی!!!
آن سوی معنای واژه ها
عذرخواهی یک دقیقه‌ای
یک بازیگر
خوش شانسی



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: