ماجرای داستانی دردناک !!
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.



ماجرای داستانی دردناک !!
نوشته شده در جمعه 6 شهريور 1394
بازدید : 352
نویسنده : حسن عباسی

سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود.
از او پرسید: مادرت کجاست؟
پسر گفت: سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت: چرا؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
پسر گفت: نه!
پدر پرسید: برادرت کجاست؟
پسر گفت: بعد از فوت مادر کسی نبود که با تجربه هایش او را نصیحت کند و راه درست را به او نشان دهد، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت!

پدر تعجب کرد و گفت: چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند و نشانه های راه خطا را برایش شرح دادم نخواندید؟ پسر گفت: نه ...!
مرد گفت: خواهرت کجاست؟
پسر گفت: با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او اسیر ظلم و رنج است !
پدر با تأثر گفت: او هم نامه ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و دلایل منطقی ام را برایش توضیح داده بودم و اینکه من با این ازدواج مخالفم؟
پسر گفت: نه ...!

نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است

از خنگی و جهالت شخصیت های داستان خنده ام می گیرد و بی خیال خواندن مابقی داستان می شوم. اما فکرم درگیر می شود. از اینکه با وجودی که می دانستند پدرشان بیکار نبوده برایشان نامه بنویسد اما آن را نخوانده می بوسیدند و توی کمد می گذاشتند و تازه چقدر هم به خیالشان برایش احترام قائل بودند. به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه به راحتی همه فرصت ها را از دست داده بودند.

قرآن

 

در همین فکرم که صدای تلویزیون در گوشم می پیچد. تبلیغ نمایشگاه قرآن را در مصلی تهران می کند. دلم می لرزد. موبایل را زمین می گذارم و نگاهم به کتابخانه می افتد. به کتابی که آن را نمی خوانم و مانند شخصیت های داستان که به آنها خندیده بودم تنها به بوسیدن و احترام گذاشتن به آن اکتفا می کنم و یادم می رود که راه و چاه زندگی ام در آن است.

و این همان مهجوریت این کتاب عظیم است؛ وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/30 

 

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است ؛ منظور ما امت رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم هستیم ... امتی که در عین حالی كه قرآن نزدمان هست و آن را می خوانیم آن هم متأسفانه گه گاه ... ولی از عمل به دستورات آن خبری نیست و عملاً قرآن در زندگی ما جایی ندارد.

مهجور، نه به این معنا که در خانه ها قرآن نباشد. قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت وجود دارد.

در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ، شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم بک یا الله هم می ‌گوییم، بالای سر مسافر هم قرآن را رد می‌کنیم ، آیاتش هم به عنوان کاشی‌ کاری و زینت در محراب ‌ها و ضریح‌‌ ها و حرم‌ ها و مساجد می ‌نویسیم، گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش نوشته و بر سر معابر و مکان ها می زنیم، اما هنوز می بینیم که در گرداب مهجوریّت باقی مانده.

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است

مراد از مهجوریت قرآن این است که با قرآن نفس نمی کشیم، آن را مد سال نمی کنیم، عمل کننده ی آن را متمدّن نمی دانیم .

مثل یک شیء عتیقه و متروکه و تزیینی با آن برخورد می کنیم و گاهی حتی می ترسیم که به سراغش برویم . الان قرآن حقیقتاً چقدر در بورس است؟! در بازار، چند بازاری داریم که آیات مربوط به تجارت و کاسبی را بداند و عامل به آنها باشد؟! چرا قرآن آن گونه که باید حقش ادا نشده است؟!

بعضی یک جمله از روایت را گرفته اند و مدام در گوش مردم می خوانند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ قرآن را فقط اهل بیت می‌ فهمند 1 یک نفر نیست که به این ها بگوید : دوست عزیز! اهل بیت علیهم السلام مطالب مهم ‌تری را می توانند بفهمند.

مثل این است که بگوییم که دریا برای غوّاص ‌ها است. حرف غلطی است. غواص ‌ها لولو و مرجان بیشتری از دریا می ‌توانند بیرون بیاورند، اما حالا اگر کسی غواص نیست دریا برای او نیست؟

دریا هزار فایده دارد، منتها اگر کسی غواص باشد می ‌تواند استفاده‌ی بیشتری بکند. اهل بیت علیهم السلام نیز می توانند از دریای قرآن صیدهای بیشتری داشته باشند، که ما نمی ‌توانیم آنها را صید کنیم، اما نمی‌ توانیم بگوییم فهم قرآن مخصوص اهل بیت است.

اگر قرار است ما قرآن را نفهمیم پس چرا خدا گفته است: یا أَیُّهَا النَّاس‏ . یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خدا با ما حرف می ‌زند. اگر ما نفهمیم، چرا خدا ما را خطاب می کند . ما نیز جزء «مَنْ خُوطِبَ بِهِ» ها هستیم.
اهل بیت عمق قرآن را می‌ فهمند، ما هم در سایه ی وجود آنان، پوست قرآن را دریافت می کنیم.

و این کتاب عزیز و عظیم چه زیبا برای كسانی كه قرآن را به مهجوریت می ‌كشانند و به عبارتی آن را می ‌خوانند و به آن عمل نمی ‌كنند مثلی شگفت می ‌زند و می ‌فرماید: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ مثل كسانی كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گردیدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپایی است كه كتاب هایی را بر پشت می‌ كشد. چه زشت است وصف قومی كه آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمی ‌نماید." (جمعه/ 5)

***

این بار نمی توانم به خنگی و جهل خودم بخندم. به چاه هایی که تا به حال در آنها افتاده ام فکر می کنم. گلویم فشرده می شود. بلند می شوم و سمت کتابخانه می روم. قرآن را بر می دارم و باز می کنم. تصمیم می گیرم دیگر در چاه نیفتم: بسم الله الرحمن الرحیم...

فرآوری: زهرا اجلال



:: موضوعات مرتبط: ولایت فقیه , جوانان , تفکر و اندیشه , حجاب و عفاف , زندگی مشترک , ,



مطالب مرتبط با این پست
.
لطفا روی خون شهدا پا بگذارید!!!!!
شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد
شهادت غریبانه ی امام مسموم،جواد مظلوم(ع)برشماتسلیت باد.
دليل نقلي و عقلي شيعيان بر اثبات ولايت فقيه چيست؟
دوستان التماس دعا
مطالبی از بزرگان در خصوص رهبر معظم
شریعتی : اگر امام و رهبری نباشد...
معلم !
مرد مقدس.
× مرد پلید ×
شوالیه
تا حـــــــالا خــــــــــدا رو ســــرچ کردی ؟؟!!
خدایــــــــــــــا
تربیت
بخش حدیث :
بانوی خوبم!
گاهی
وقتی در باز است...

آیت الله جوادی آملی در مقاله حجاب،حق الله است یا حق الناس؛نوشته اند:
هنوز با این گرانـــــے ها
حتما بخونید مطمئنم برایتان جالب خواهد بود!
حرف تا عمل
حرف حساب !
اشتباه !
حرام نیست؛ ولی...
برگرد...
با شما هستم !!!
میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا (س)
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
مردم چه میگویند؟!
خویش را گم کرده ام
مراقبت از عشق مهمتر از عاشقی است!
داستان کوتاه : تلاافی مرد از زنش
هرگز فکر نکنید
همیشه به خاطر داشته باشید:
همیشه بخند
وقتی
یک لحظه تفکر!

تولد انسان
عــادت کـردیـم
درد و دلهای خدا
راز هاآآآآ
ارزش...
درس زندگی!!!
آن سوی معنای واژه ها
عذرخواهی یک دقیقه‌ای
یک بازیگر
خوش شانسی



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: